تصمیمگیری و سیاستگذاری مبتنی بر شواهد از رویکردهای نوین مدیریت عمومی در سدة کنونی است. تجربههای بیشماری هست که نشان میدهند تصمیمهایی که شواهد و دادهها را نادیده گرفته به سرانجامی نرسیده و تنها هدررفت منابع را در پی داشتهاند. هر گاه گسترة یک سیاست به پهنای یک کشور و آیندة آن کشیده شود، مخاطرة چنین سیاستگذاریهایی بیاندازه خواهد بود.
رویکرد تصمیمگیری و سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، مفهوم سنجش و ارزیابی را در خود نهفته دارد که دادههایی کلیدی را برای بررسی و بهبود کیفیت، کارایی، و اثربخشی برنامهها در دست مدیران میگذارد. از این رو، ساخت و توسعة چنین شاخصهایی برای اندازهگیری ابعاد گوناگون، از منابع مالی و انسانی گرفته تا پیشرفتهای علم و فناوری، همیشه یکی از دغدغههای سیاستگذاران و برنامهریزان علم، فناوری، و نوآوری بوده است. با آنکه هیچ شاخصی کامل نیست و نمیتواند گویای همة واقعیت باشد، سازمانهای گوناگونی کوشش کردهاند تا پاسخی برای این نیاز پیدا کنند. از همین رو، امروزه شمار فراوانی از این شاخصها و سنجههای ارزیابی در لایههای گوناگون (مانند سازمانی، ملی، منطقهای، و جهانی) در دست است.
با آنکه همۀ این شاخصها درخور توجهاند، شاخصهایی که در سطح جهانی منتشر میشوند گسترة بزرگتری دارند و برای دولتها از اهمیت بیشتری برخوردارند، چرا که این شاخصها میتوانند گویای وضعیت یک کشور در جهان باشند. این شاخصها دادههای ارزشمندی را نیز برای هر کشور فراهم میکنند که کاربرد آنها میتواند کیفیت تصمیمها را بهبود بخشد. از دیگر ویژگیهای چنین شاخصهایی، مقایسة کشورها با یکدیگر است. هر کشور میتواند خود را با دیگر کشورها در جهان بسنجد و برای بهبود جایگاه خویش بکوشد.
شاید همة شاخصهای علم، فناوری، و نوآوری به کار سیاستگذاری کشور نیایند، چرا که برخی از آنها نیز سوگیرانه یا بدون کاربرد باشند یا اینکه دادههای روزآمد و درست کشور را در بر نداشته باشند، ولی این شاخصها و جایگاه کشور در آنها بهخوبی و یکجا پایش و گزارش نمیشوند. از این رو نیز گاهی دریافت یکپارچه از وضعیت کشور شدنی نیست، گاه آمارهای گوناگونی از یک شاخص گزارش میشود، و گاه برخی شاخصها گزارش نمیشوند. این آشفتگی، میتواند سیاستگذاران را از ماهیت و ارزش برخی از شاخصها دور کند یا آنها را به برخی از شاخصها بیباور سازد و این دو، نقش دادهها و شواهد را در تصمیمگیری و سیاستگذاری کاهش دهد و رشد و پیشرفت را در راستای برنامهها و اسناد ملی دستخوش ناپایداری سازد.
برای پاسخ به این نیاز، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) سامانة «جایگاه علم، فناوری، و نوآوری ایران در جهان (نما)» را طراحی و راهاندازی کرده که کوششی برای شناسایی، توصیف، و گزارش درست و روزآمد جایگاه کشور در شاخصهای کلیدی جهانی علم، فناوری، و نوآوری است. «نما» ساختار و روششناسی این شاخصها را میگوید و امتیاز و رتبة ایران را در ابعاد گوناگون آنها گزارش میدهد. این شاخصها در هفت گروه دستهبندی شدهاند:
مدیران، سیاستگذاران، و پژوهشگران علم، فناوری، و نوآوری میتوانند با «نما» به گزارش بیش از 70 شاخص جهانی دسترسی یابند و از آنها در تصمیمگیری و سیاستگذاری و پژوهش بهره برند. افزون بر این، در «نما» جایگاه ایران میان کشورهای منطقه و جهان گزارش میشود. از آنجایی که دادههای تاریخی در برنامهریزیها کاربرد بسیاری دارند، روند جایگاه کشور در هر شاخص در چند سال گذشته نیز آمده است. «نما» با گرد آوردن شاخصهای گوناگون در کنار هم ابزاری برای کاربران میسازد که با آمیختن آنها دریافت بهتری وضع موجود و روندها پیدا کنند. از آنجایی که این سامانه در دسترس همگان است، سیاستگذاران و پژوهشگران علم، فناوری، و نوآوری میتوانند کاستیهای آن را گوشزد یا شاخصهای دیگر را برای افزودن به سامانه پیشنهاد کنند. افزون بر این، سازمانهای مسئول میتوانند شاخصهایی را که دارای دادههای روزآمد نیستند، شناسایی و به درست کردن آنها دست زنند. بیگمان این گام نخست است و در آینده با گسترش این سامانه و افزودن گزینههای تازه به آن، میتوان به دادهها و تحلیلهای ارزشمند دیگری نیز دست یافت.